کوچه ی خالی

تـَـوآنآ بُــوَد هَرکـِه بآ مآ بُـوَد

پارازیت!!!
نویسنده : رویا - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱
 

سلاااااااااااااااام...بر خواهران وبرادران ....چیه؟ اسلام همه ی مارا برادر وخواهر نامیده...میگی نه برو از خودش بپرس..نیشخند

چه خفرا...؟خوفین؟ خوشین....؟!!

دلم براتون تنگولیده بود...عجیف....بغل

ببخشید این چندروز پی سیم خراب بود...

شروع اپ: اول اینکه رفتن مشهد مون افتاد واس 5 شنبه..منتظر

وووووای...امروز داشتم از باشگاه می اومدم.. هوااا خیلی گرم بود...یهو سرم گیج رفت..کناره های صندلی خیابون گرفتم ....

نمی دونم چرا یهو حالم بد شد....

خوب...یکم ازخودتون بگین...فکم خسته شد...

راستی دوستان گلم....دعای نذری نیازی چیزی اگه دارین... می تونین تو نظرات بذارین من رفتم  مشهد از پی سی خالم ان می شم... می خونم رفتم حرم واسه تون دعا کنم...لبخند.

امروز رفتم کتابامو گرفتم...خیلی بغضم گرفته بود...می خواستم گریه کنم...احساس بدی داشتم که دیگه سال بعد نه ارمینای کنارمه که همش سرکلاس مسخره بازی در بیاریم،نه دنیایی که سر درس معلم پارازیت بپرونیم وجو کلاس ومتشنج کنیم، نه بچه مومن کلاس که بشینه مارو نصیحت کنه و مام سرکارش بذاریم ونه مهشید...گریهگریه

در هر صورت امیدوارم همه بروبچ موفق باشن...هورا