کوچه ی خالی

تـَـوآنآ بُــوَد هَرکـِه بآ مآ بُـوَد

سلام
نویسنده : رویا - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠
 

 سلاااااااااااااااااااااااام....قلب

شروع اپ: بچه  هاااااااااااااا....چهارشنبه امتحان میان ترم زبان داشتم...وامتحان اماگی دفاعی......چقدر ازاین درس من بدم میاد...

پنجشنبه امتحان دینی داشتیم خیلی توپ دادم...بعد امتحان مارو بردن ناهارخوران، متاسفانه..وازشانس بد مابه علت اینکه اکثرمدارس روز پنجشنبه تعطیل هستن ...توی زمین بسکت پسرا داشتن بسکتبال بازی می کردن ..خلاصه دوتا زمین کنارهم دیگه است و دوتا سبد بسکتبال ...مااین طرف و اونا اون طرف ...من و دنیا و مهشید توپ گرفتیم وبسکتبال بازی کردیم...یک بازی توپی کردیم...مامان.

سه شنبه از دبیر امادگی دفاعی مون پرسیدم که امتحان فردا ازکجا تاکجا؟هزار بار گفته بوداما یادم نبود ..خوب من چی کارکنم؟بعد بم گفت:رویا عاشق شدی؟ بعد گفتم :اره،عشق بنده به معبود...خیلی خوشم میاد سرکارش می ذارم بعد گفت:هزار بار گفتم..باز میای می پرسی.ازش بدم میاد...ولی خیلی اذیتش کردیم ها!یعنی خوب بعضی وقتا دوستش دارم ..نیشخند

تااپ بعدی..............بای.بای بای