کوچه ی خالی

تـَـوآنآ بُــوَد هَرکـِه بآ مآ بُـوَد

مدرسه وعشق وحال
نویسنده : رویا - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
 

سلام  بچه ها.حالتون خوبه زندگی بروقف مرادتون پیش میره...قلب

وای بچه ها ...چند روز پیش دفاعی داشتیم. سر کلاس قبل اینکه دبیر مون بیادگرفتم ادامس تو دهنم وگذاشتم روصندلی دبیرمون ، ...وای ان قدر حال میده..معلم آزاری... دبیرمونم اصلا این خیالش نبود اومد نشست وقتی  من زدم زیر خندهخنده...خنده مم قطع. دبیرمون بلند شد ادامس ودید...ادامس فایو  چسبوندم  ته صندلیش  دیگه بلند نشه... بزور مانتوشو از صندلی جدا کرد...بلند دادکشید: این ادامس وکی این جاگذاشته؟ استرس ما بااینکه دیگه تواین کارا استاد شده بودیم ..اما بازم  یکم  ترسیده بودیم ..بعد گفت: نمیگین دیگه الان مشخص میشه...رفت مدیرمون واورد...اه اه بی جنبه ، جنبه شوخی نداره. مدیرمون اومد هرچی دادزد هیچکی  حرف نزد...بعد گفت: حیف که سال سومین  وگرنه  جرعت  داشتین سال بعد این جا ثبت نام کنید...ایش ایش پرو ... خوبه مدرسه مون غیرانتفاعی ها وگرنه چیکار می خواست بکنه؟  بعد دبیرمونم  حرسش گرفت گفت  :برین خودتون سوال دربیارین  جلسه بعدم دو درس ومی پرسم...لجش میگیره  می پرسه!ولی چقدر زنگ تفریح بابچه ها خندیدیم ولی  .وای تازه  یه چیزی کشف کردم..یک دختره دومیه عاشقم شده...چیه؟ تعجب نکنید تومدرسه ما اول ودومی ها عاشق سومی ها میشن قهقهه...ما هم میشینیم می خندیم. راستی  مسابقات ژیمناستیک دوباره داره شروع میشه ... مربی ژیمناستیک مون بم گفت : رویا مسابقاتت شروع داره میشه می خوامم خودتو نوشون بدی و میدونم امتحان داری اما می خوام دوباره مدال بیاری ..آخه شما یک چیزی بگید من هم امتحان دارم وهم مسابقات ...جون گل های تو باغچه تون برام دعاکنید هم معدلم 20 بشه وهم تواین دوره مسابقاتم ببرم. فدای هر کی که مارو از دعاهای خوشگلش بی نصیب نمی ذاره.قلب