کوچه ی خالی

تـَـوآنآ بُــوَد هَرکـِه بآ مآ بُـوَد

یه دُخی سَرخُوش ㋡
نویسنده : رویا - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢
 
سلام دوس جونیااااااااااااااااااااا و غیر جونیاااااااااااااااااااااااااااااا   
چطورین؟خوفین؟خوشین؟سلامتین؟   
منم خوبم....(حالا کی پرسید؟)
زیاد وراجی نکنم بریم سر اصل مطلب!!!!  
چند وقته درگیر این بودم که برم چه رشته اییی....خیر سرم قراره برم دوم دبیرستان!
اولش که مامایم می گفت باید بری تجربی ، نجربی بازار کارش از همه رشته ها بهتره..
منم که حرف زور تو کلم نمیره...
گفتم من می خوام مهندس عمران بشم...
مامایم و اهل بیت دوره انداختن که نه ...عمران واسه دخترا بازار کار نداره..باید بری سر ساختمون و ...
 
بعد گفتم ...اصلا من می خوام وکیل شم...
مامانم شروع کرد...: دختره فلانی و ببین لیسانس وکالت داره داره کلیپس می فروشه!!!
میگم مادر من ...خو اونا درس نخوندن...من وسننه؟؟انگار همه رفتن تجربی الان پزشکن...
البت...بعد تفکر فهمیدم من اصلا حوصله عربی و ادبیات گسترده و ایین ومنطق ندارم..(ادبیات وعربی ام 20 شدا اما کلا حوصله شو ندارم)
میرم دادگاه ...حرفم وقبول کرد قاضی که کرد...نکرد  اعصاب ندارم ک یکی می خوابونم زیر گوشش
بعدش گفتم می خوام برم تربیت بدنی ..مربی شم...باز همه گفتن..نه بااین معدلت
حیفه..بعدا تو می تونی ژیمناستیک وادامه بدی مربی شی...
خلاصه دیگه انقدر رشته انداختم تو سفره...که مامانم گفت اصلا هرچی دوست داری بخون...
بعد کلی تامل هم فهمیدم که جراح قلب رو بیشتر از همه دوست دارم...

قیافه مامانم:

قیافه من:

بااینکه حرف حرف مامانم شد بازا...اما مهم اینه که خودم انتخاب کردم
الهی قربون مامانم بشم ...منم بچه حرف گوش نکن

پ.ن:گرسنمهههههههههههه.........خداااااااااااااا 2 ساعت دیگه هنوز مونده

 ops:  من یه اشتباه و دو بار تکرار نمی کنم قشنگ یه 6 ، 7 باری تکرار می کنم تا قشنگ مطمئن  شم...

فعلا دوستان