کوچه ی خالی

تـَـوآنآ بُــوَد هَرکـِه بآ مآ بُـوَد

بیکار بیعار می چرخیم!
نویسنده : رویا - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٢
 

سلااااااااااااام...رفقای خودمون....

بصبرید...خفم نکنین ...به جون خودم توضیح میدم...

عاقا رفتیم مشد...جاتون خالی...وقتی روحانی جووووووووون انتخاب شد...مشد اون شب عروسی بود...بدشم  جام جهانی و...کلا این مدت ما فقط مشد و ترکوندیم...اصن پا قدم روحانیو عشقه...

 


 

واین مدت هم  چون داییم مشد نبود ایدی اس ال شون و تمدید نکرده بودن...

قالبمم با نت یکی از فک و فامیلا گذاشتم...اصن من چرا اینا رو دارم به شما توضیح میدم؟؟عادت نکنین من همه چی و به شما بگما؟!

شما چطورید؟چه می کنین با تابستون واوقات فراغت؟؟

دلمممممممممممممممممممممم براتون تنگیده بود...مخصوصا واسه بعضی بروبچ...

کارنامم گرفتم شدم ...بابا یه مسخره بازیه...فیزیک و بم داده 19 ،ریاضی ام 19/25....اخه من هیچی غلط نداشتم.معدلم شد 19/83...ولش کنین....فقط الی میدونه من چی می کشم مگه نه الناز؟؟

حالا اینارو وله...بزنین برخصین شادی کنین...

سوتی من تو سالن ژیمناستیک ...یک شنبه رفتم سالن...از اونجایی که من کمک مربی ام و مربی مون ام نیومده بود من به بچه ها نرمش میدادم...

بچه مچه ها می خندیدند منم یهو داد زدم وساکت شون کردم حالا داشته باشین من: سرسره برین...حالا یه پا بالا...شکماتونم بالا...حالا اون یکی شکم بالا(میخ واستم بگم حالا اون یکی پا بالا)...خیلی شیک ومجلسی

خو حالا برین مزاحم نشین...